بامن حرف نزنbuon giorno

چطورینننننننننماچ

امروز بابام داشت میگفت که از هفته ی دیگه شنبه باید بری مدرسهخنثی

میگم:بابا خوب نگو دیگـــــــــــهکلافه

بعدش دیگه تموم نمیشد هی میگفت یه ذره میگذشت دوباره میگفت از

شنبه باید بری مدرســـــــــــــــــــــــهشیطاننیشخند

بعدش قرار شد من فردا و پس فردا و پس اون فردا نرم مدرسه خودش

میره جواب میدهابرو

اخه بابای من این تصمیمات رو موقع امتحانا بگیر نه الانتشویقنیشخند

نننننننننننننننننظظظظظظظظظظنظرررررررررررررررررررررررررر قلب