من و خواهرم که روزه بی روزهنیشخند

داشتیم الان ناهار میخوردیم

بعد یه لیوان اب ریخت به من گفت گوش  کن:

شروع کرد که قورت قورت اب خوردن و هورت میکشید(منظورمو فهمیدین؟مثل اش و سوپ .........)سبزسبز

بعدش من یه قاشق غذا گذاشتم توی دهنم گفتم گوش کن:

با ملّچ مولّوچ (تشدید گذاشتم که شدتو حس کنین)غذا رو جوییدم.خوشمزهخوشمزهخوشمزه

حالا هی خواهرم که داشت از خنده میمرد با دست بهم اشاره میکنه بسه حالمو به هم زدیسبزسبزسبز

منم بس نمیکردمقهقههنیشخند

انقدر حـــــــــــــــــــــــــاللللللللللل داد  چشمک

ااااااااااااخ میدونی چی شد؟

نظر نذاشتی