ســــــــــــــــــــــــــــــلامـــــــــــــــــــــــــــبای بای

چطورید؟؟؟؟؟

دیروز اصلا اپ نکردم اخه صبح که کلاس داشتم تا برگردم خونه

ساعت شده بود 8 و خیییلیییی خسته بودم اصلا حوصله ی

تایپیدنو نداشتم...خمیازهخمیازههیپنوتیزمهیپنوتیزم

حالا با یه اپ و مطلب جدید برگشتمخوشمزه

دیروز داشتم با خواهرم میرفتم کلاس یعنی اون داشت منو

میبرد که از اون طرفم بره به کلاس خودش برسه.زبان

هویجوری خوشحال و شاد و خندان داشتیم میرفتیم که یهو......

بازی فکری تنها در خانه هست؟؟؟میدونین؟؟؟؟سوال

یکی از مهره هاشو پیدا کردیم یکی از مهره های این بازی

فکری ما گمشده بود برای همین اونو برداشتیم و

خییییییلیییییییی خوشحال تر از اون موقع به راهمون ادامه دادیمچشمکخندهنیشخند

هویجوری که داشتیم میرفتیم .....

اول اینو بگم که خواهرم رشتش طراحی داخلیه و خییلییی

چیزای دور ریختنی و چیزایی که ادم اصلا به فکرشم نمیرسه

استفاده میکنن.دلقک

خلاصه.....داشتیم میرفتیم که دو تا چوب مثلثی بودن که با یه

چیزی به هم چسبیده بودن اونم پیدا کردیم.قهقهه

سریع یه دور تو خیابونو نیگا کردم هیشکی نبود ورداشتمش(عـــیـــن دزداتشویق)....نیشخند

بعد دادم به خواهرم داشت بررسیش میکرد که چیه و....

منم دیرم شده بود هی بهش میگم بدو دیرم شد بعدا بشین

نیگاش کن ببین چیه به چه دردت میخوره....کلافهکلافهکلافه

هویجوری خوشحال ترتر و شادترتر داشتیم میرفتیم که دیگه هیچی پیدا نکردیمنیشخند

رسیدیم به مترو رفتیم. قلب

برای دزد شدن من نظر یادت نرهبغل