امروز که کلاس داشتم خواهرمم کلاس داشت با هم برای

برگشت یه جایی قرار گذاشتیم که از اونجا هر دومون دیگه بریم خونه...فرشته

منم درست بلد نبودم کجا باید از اتوبوس پیاده بشم...

یه خانومه پیشم نشسته بود ازش پرسیدم گفت نه

خییییییلیییییییی مونده هنوزخمیازه

 

منم یه ذره بلد بودم دنبال همون نشونه هایی که بلد بودم میگشتم...خنثی

خلاصه اون خانومه پیاده شد

یکی دیگه اومد جاش نشست ازش پرسیدم شانس من

میخواست همون ایستگاه پیاده شــــــــــــهچشمک

یعنی شانسو حال کن!!!!!مژه

انقدر خوب بود دقیقا همونجایی که باید و درست پیاده شـــــــدمـــــــــــعینک

نظررررررررررر........یادتـــــــــــــــــــــــــ........نرهـــــــــــــــ خوشمزه