فلفل..فاطمه قهرمانننننننن

سلام بچه هااااااااااااااااااا

امروز رفتم خونه ی مادربزرگم

یه سری فلفله خییلللیییی تند داشتن که هیچ کسی جرئت نمیکرد نگاهشون کنه...!!!

من کنار پدربزرگم نشسته بودم اونم برای شوخی یدونه از این فلفلا رو گذاشت توی بشقابم 

منم تیریپ قهرمان به خودم گرفتم که من میتونم اینو بخورم.

خوردم اصلانم تند نبود 

پدربزرگم میگفت خودش قبلا یدونه از اون فلفل ها خورده بوده از تندی داشته حالش بد میشده

داییم خیلی مغروره باهاش شرط بستم که من بیشتر از اون میتونم بخورم

اون با غذا 4 تا خورد

من بدون غذا 6 تا

انقدر حال داددددد 

/ 6 نظر / 10 بازدید
Saba

آفرین فاطمه سوپرمن[ماچ]

سارا

آفرین قهرمان[دست]

سارا

هههههه چه جراءتی داری تو[چشمک]

سارا

ایول بابا

ساغرمحسن

هوراااااااااا