پارک قیطریه

خواهرم به خاطر کارش و رشته ی تحصیلش یه سری وسایل برای ولنتاین درست کرد با دو نفر از دوستاشلبخند

(البته منم کمکش کردم یه عالمهاز خود راضی

این وسایل برای فروش بودن که . تهران..پارک قیطریه. یه قرفه گرفتن و میفروشن. چشمک

قرفه های زیادی بود .

امروز اولین روزی بود که رفتن..

از صبح رفته بودن که من و مامانم هم رفتیم خونه ی مادربزرگم.نیشخند

عصر با مامانم و داییم و خالم و دختر خالم و دخترخاله کوچولوام رفتیم پیش خواهرم .هورا

بعد از یه مدتی همه برگشتن من کنار خواهرم و دوستاش موندم انقدر یخ کردمممممممممماسترس

ولی بازم میرمممممممممممممممنیشخندمژه

یووووهووووو خوش میگذرهههههابله

بقیه ی قرفه دارا هم خیلی خوب هستن هم صحبتی باهاشون خیلی خوبه. چشمک

/ 8 نظر / 5 بازدید
سارا

آفرین دخمل خوب[دست]

سارا

چقد آدم بودن اونجا: مامان دایی خاله دخترخاله کوچولو خواهرت خودت آدمای پارک آقا کتاب فروشه حسن کچل...[هیپنوتیزم]

سارا

رفتی سوغاتی بیار[پلک]

سارا

تبلیغ می کنی[ابرو]

سارا

من اگه بخوام باید کیو ببینم؟[متفکر]

elnaz

slm ka3i ha3t?

سارا

چطوری بیام حالا؟[سوال]

ساغرمحسن

هعی..... اگه بخای فلسفه این هعی رو بپرسی...میگم از بیکاریا بود...خاستم یه چی گفته باشم