یه چیز ترسناک..!!!

حالا که دوباره برگشتم اپ کنم

امروز یه اتفاق خیییییییلیییییییی وحشتناک افتاد داشتم میمردم از

ترس براتون میگمساکت

داشتم هویجوری خیلی شیک و مجلسی (تکه کلام

جدیدمهنیشخند )پیاده میرفتم  مدرسه امتحان بدم

یه اقاهه جلوتر از من بود تیپ ترسناکی داشت کلاهش تا روی

چشماش شال گردنم داشت ریش بلنــــــــــــــد کلاهم داشت

لباساش مشکی بود هی برمیگشت نگاه میکرد

بعد اومدم از روی پل عابر رد شم اونم همون پل رو رفت

همین که من رفتم روی پل هی برگشت و یه ذره دورو برشو 

نگاه کرد بعد دست کرد تو جیبش یه چیزی داشت در میوورد

داشتم سکته میکردم!...استرسنگران

بعد پل اون رفت سمت راست من رفتم چپاوه

خیییییییلیییییییییییی ترسیدمــــــــــــــــــخجالت

خداروشکر الان زندم مژههورا

/ 6 نظر / 6 بازدید
بهنام منصوری

ترس معنی نداره.برداشت ما از یک مسئله است که باعث به وجود آوردن طنز ترس میشه.میگم طنز چون 99درصد چیزهایی که ترسناکن کوچکترین ترسی ندارن.[لبخند]

خدا شفا بده . من یه سری عین همین یارو تیپ زده بودم البته شیکو مجلسی داشتم تو کوچه میرفتم تا اومدم بپیچم توی یه کوچه دیگه یه دختر جلوم در اومد هوا هم تاریک بود بنده خدا داشت سکته میکرد

افسون

سلاممم حالا خوبه تو هر چند مدت یه بار واست ازاین اتفاقا میفته من چی بگم که راننده سرویسمون همچین تیپی داره ویه آدم ترسناکه[نگران]

یه دیوونه خونه ایه قدیمی

[اضطراب]چه ترسناک[اضطراب]

یه دیوونه خونه ایه قدیمی

خدا رو شکر به خیر گذشت[شرمنده]

یه دیوونه خونه ایه قدیمی

شیک و مجلسی[خنده]