خوابیدن من...

تو راه برگشت من همینجوری چشممو بسته بودم و توی خواب و

بیداری بودم و داشتم به اون اسمون عالی فکر میکردم.خواب..که

دوستام فکر کرده بودن خوابم....خیال باطلخیال باطل

داشتن میگفتن وااای چقدر

معصومانــــــــــــــه خوابیـــــــــــــدهخوشمزهخمیازه

منم نمیدونستم منو میگن که چشمو باز کردم دیدم کل اتوبوس

دارن منو نیگا میکنن..خجالتخجالتخجالت

اب شدم بعدش گفتم منکه خواب نبودمــــــــــقهقههابرو

کللی خندیدیمخنده

نظر یادت نره ه ه ه دوست گلمممقلب

/ 4 نظر / 6 بازدید
پرنیا

[خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده] عجب دوستای بیکاری! ما ولمون کنن با هم حرف میزنیم اصلا به بقیه توجه نمیکنیم![نیشخند]

علیرضا

سلام خواستم بگم وقتی به وب من سر میزنی رو انتخاب وبلاگ برتر ماه کلیک کن و به وبم امتیاز بده،مرسی[گل] باور کن خیلی کار نداره[گریه][نیشخند]

سارا

اوه اوه اوه من که بودم آب میشدم[خجالت]