کنترل...

قرار بود مهمون بیاد یه بچه ی فضولو شیطون دارن کنترلم وسط بودلبخند

مامانم به خواهرم گفت اینو بردار اگه بیان یه وقت پا میره روش و.......ابرو

شب بود و بابامم خونه بود.نیشخند

بعد از این حرف مامانم من به کنترل ماهواره اشاره کردم گفتم

اونو که من دیگه ضدضربش کردمزبان(اخه خییلیی از دستم افتاده)

بعدش بابام یه نگاه معنادار عاقل اندر خشم بهم انداخت

منم اینجوری نیگاش میکردم: نیشخند

/ 9 نظر / 9 بازدید
علی اصغر

این محمد دهن ملت رو سرویس کرده ها!! نزدیک 60 بار توی وب خودم همین نظر رو داده . مشالله تنوع هم نداره توی کارش!! همش همینو کپی میکنه!![کلافه]

Reza

من یه گوشی دارم شبا موقع خواب میزنمش به کلید برق که لامپ خاموش بشه

ساغر

وقتی اینجوری نیگاه میکنی[نیشخند]خیلی خوشگل میشی اجی!!!!!!!!!!!!تو با این حرفایی که میزنی تا الان خودتم ضد ضربه شدی.....

Reza

ای بابا یعنی بلند نمیشم برق رو خاموش کنم با گوشی محکم میزنم به کلید برق که لامپ خاموش بشه

Ghasedak

بهله بهله شما کنترل از دستت میفته من گوشیم ضد ضربه شده[نیشخند] ( قبلی که الآن بیچاره دیگه داغون شده اما بازم کار میکنه این یکی گوشیمم که تازه گرفتم هنوز 1ماه نشده بود 4بار از دستم افتاد و یه شارژر هم شکست یکی دیگه خریدم[نیشخند]) درکل موفق باشی ، خوشبختم از آشناییت[چشمک]

ساغر محسن!

به نظرم ازون ادمای سر به هوایی....بدنت ضد ضربه شده[قهقهه]

سارا

اگه اینطوریه تمام وسایل من ضد ضربه اس[عینک]