اصن یه وضی

توی این مراسم کسانی که دوست داشتن صحبت کنن

اسمشون رو میدادن و صداشون میکردن برای صحبت..!

منم اسممو دادمنیشخند

موقعی که من اسم دادم نه ولی بعد چند دقیقه پدر نجوم ایران اقای دالکی هم اومدناسترس

منم که کلااا وجودم استرسهنگران

رفتم کنار میکروفون اصن یادم رفت چی می خواستم بگم

ولی گفتم که سلام..من فاطمه(فامیلیم)هستم.

الانم که اومدم اینجا برای اشنایی با شمابودقلب

همین دیگه خدافظ(اینو از استرس داشتم میمردم که گفتمافسوس)

بعد گفتن صبر کن کجا میری بگو کلاس چندمی و از این سوالا پرسیدن بعدشم رفتم

کللی سوتی بودم اون وسط

البته فقط من اینجوری نبودم خیییللللللیییی همه شوخی میکردن و میخندیدیمخنده

یعنی اصلا جمع جدی نبودن اشکالی نداشت که اینجوری شدمزبان

/ 7 نظر / 16 بازدید
ترنم

سلاااااام چطوری خانومی......خیلی نگرانت شدم کجابودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فک کردم اتفاقی برات افتاده....[قلب][شوخی][شوخی] ماداریم کارهای مهاجرتمون رو انجام میدیم تا بریم لندن [لبخند][لبخند] دارم میمیرم از خوشحالی قول میدم اگه رفتیم و همه چیز جور شد اونجا هم بهت سر بزنم[تایید][ماچ][ماچ]یه عالمه می بوسمت[ماچ][ماچ][ماچ]

vahid**********tanha

بـﺎﯾــﺪ ﺑـﻪ ﺑـﻌـﻀــﯿـﺎ ﮔـــﻔـﺖ : نــﺎﺭﺍﺣــتــــَ ﭼـــ ـﮧ ﻫــﺴــﺘــے ؟ בُﻧــﯿـــآ ﮐـــِﮧ ﺑـــِﮧ آפֿُـﺮ ﻧــﺮﺳـــﯿــבهــــَ ﻣــــטּ ﻧــﺸــــבُ ؛ ﯾـﮑـــے בُﯾـﮕـــــﮧ ﺗــﻮ ﮐــﮧ ﻋــﺎבُتـ בُارے

ترنم

ای بابا....... چه قدر دیر دیر میای خسه شدم اینقدر منتظر موندم ....... [منتظر][منتظر][منتظر][کلافه][کلافه][عجله]

امیر

سلام فاطمه خانم خوبی ؟؟؟[لبخند][لبخند][چشمک]آپ کردم چه جور به وبلاگم سر بزن.بیزحمت به رفقا هم بگین به وبلاگ ما تشریف بیارن وبلاگ خودشونه...[لبخند]

سارا

ههههههههه[قهقهه]

سارا

منم خیلی اونجوری شدم اصن اشکالی نداره[لبخند]

سينا

سلام. خوشا به حالت آقاي احمد دالكي رو ديدي.منه بدبخت عاشق نجومم عاشق فيزيكم و توي اينجور مباحث نابغه.هر چي كردم نتونستم آقاي دالكي رو ببينم.چندين كتاب از ايشون دارم.اگه بازم ديديش بهش بگو يك بار هم كه شده يك كاري كنه بتونيم باهاش حرف بزنيم.هر دفعه به سمينارهايي كه ميدونستم ايشونم توش حضور داره ميرفتم يا رفته بود يا رفته اون ته نشسته بود يا اينكه من دير رسيده بودم.[عصبانی][گریه]