خسته شدم

واایییی

امروز صبح ساعت 11 مامانم بیدارم کرد  که امروز باید میرفتم

کارت کتابخونمو میگرفتمخمیازه

انقدر خوابم میوووومد اصلا حوصله ی کتابخونه نداشتم خلاصه

رفتم و کتاب زمین در فضا رو هم گرفتم برگشتم خونهخوشمزه

ساعت 12 شده بود حاضر شدم و ناهار خوردمو ساعت 1/5

رفتم کلاس داشتم.چشمک

بعدش ساعت 8 رسیدم دوباره خونه .لبخند

یه کمی تلوزیون دیدم اون کتابی که از کتابخونه گرفتمو یه

کمیشو خوندم.مژه

الانم دارم اپ میکنم.نیشخند

چه روزی بود همش بیرون از خونه بودم خییلیی خستم ولی

اصن خوابم نمیادچشم

بی خوابی زده به کلم دوباره دیوونگیم گل کردهنیشخندابله

نظررر یادت نره خواننده ی وبلاگ عزیز ماچ

/ 3 نظر / 5 بازدید
Reza

من موندم از کی تا حالا ۱۱ شده صبح

سارا

حال morcas رو درک کن[تلفن][هیپنوتیزم] [عجله]

سارا

یادت نیست نظر گذاشته بود گفته بود چرا چند وقته نیست[سوال]